دهکده عشق ، دهکده آرامش

عشق جوهر آدمیت است , کسی که عاشق نباشد . . .

مرگ فریاد
نویسنده : آریا فرمانروای تنهایی - ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۳
 

سلام.

با یه شعر جدید برگشتم! مطمئنا خیلی ها فکر کردن دهکده عشق تموم شد رفت پی کارش، نخیر از این خبرا نیست! دهکده عشق همیشه زنده و پا برجاس ♥

 

شاید این یکی زیادیه شخصی باشه و همه نتونن واضح معنیشو درک کنن، فقط گذاشتمش که فکر نکنید واقعا خاموشم!

تازه از تنور در اومده، تاریخ و ساعت هم که پایینش هست. پس دوستان ایراد و اشکال از وزن شعری نگیرن چون ویراستاری نشده هنوز، اما برای دیدن نظرات در مورد معنی و کلا در مورد این شعر خیلی خیلی مشتاقم

خوشحال میشم نظراتت دوستان رو ببینم

________________________________________________

مـــرگ فـریـــــاد

عده ای مرگ به فریاد نسبت دادند     /     مرگ فریاد سکوت است، جاهل تو خموش
داد و بیداد سزد مردم بی عقل و خرد     /     گر به سر عقلیست پس باش به هوش
هیچ قهری که نبود بین من با قلمم      /     صبرجوشاند و به من داد و بگفتا تو بنوش
حکمتی میان این صبر و سکوتم بیدار      /      که خروش من بخسباند آن پیر چموش
پیر پرعقل که مرا یار و به من استاد بود      /     داد این درس پس از صبر دوچندان بخروش
کیست گوید که سکوت دائمی و ماناست؟      /       هرکه گویش نه برایش عقلیست نه هوش
مرگ فریاد سکوت است و صبرش حکمت       /       لب بدوزند؟ قلم پابرجاست، همه آرام خموش

فریــــاد ( فرمانروای تنهایی )