دهکده عشق ، دهکده آرامش

عشق جوهر آدمیت است , کسی که عاشق نباشد . . .

ثانیه های تلـــخ . . .
نویسنده : آریا فرمانروای تنهایی - ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/۱۳
 

لبخندبا تشکر از دوست عزیـــزم سایه که برای همدردی با فرمانروای تنهایی این شعر رو سرودلبخند

""""""ثانیه های تلـــخ""""""

 شب است
باردیگرآسمان چراغانی است
افسوس مراتاریک وظلمانی
زلیلایی که بی فروغ وپنهانی است
ومن آریا
فرمانروای تنهایی
اسیرچشمهای بارانی
بغض فروخورده
سرشاراشکهای پنهانی
باردیگرانتظار
گذرازثانیه های تلخ وسرد
چون رسد روز مهمانی
همان پنجشنبه سیاه
زمان ازغصه طولانی
که غروبش مرافریاد
درسینه زندانی است
ازیادچشمانی که دررویای شبهایم
به چشم نازکم چشم می دوزد
 هرلحظه ازیادآن آهوی بگریخته
لیلای سرد،  سرشارازهوای زمستانی
شمع گذارم درشمعدانی
تاکه گویم هنوزازیادش
دراین گوشه تنها می سوزم
باکوله باری پرزمهربانی
عاقبت اوچه کرد؟
پشت پا برهرچه که آنراعشق میدانی
پشت پا برتمام وعده ها
درغرورش له شده عاطفه
جاگذاشت درذهن من
قلبی یخ زده
درمیان خاطرات شیرین خود
مانده یادسردی ازلیلایی
درقابی ازشیشه ای سنگ زده.
سرشار از اشک های پنهانی

لبخندبا تشکر از دوست عزیـــزم سایه که برای همدردی با فرمانروای تنهایی این شعر رو سرودلبخند

 

______در ضمن ، لیلا اسم معشوقه من نیست ، اشاره به داستان لیلی و مجنون . . .______