دهکده عشق ، دهکده آرامش

عشق جوهر آدمیت است , کسی که عاشق نباشد . . .

قدر ثانیه‌هایمان را بدانیم . . .
نویسنده : آریا فرمانروای تنهایی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۸/٦
 

ساعت ٣ شب بود ،

تلفن زنگ زد و جوان از خواب پرید ،

مادرش بود ، جوان با عصبانیت گفت چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادرش گفت ٢۵ سال پیش تو مرا اینگونه از خواب بیدار کردی ، تولدت مبارک پسر عزیزم‌!

جوان از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح نخوابید .

پسر جوان صبح رفت که از مادرش عزد خواهی کند ، ولــــی . . .

 

مادرش کنار تلفن و در کنار یک شمع سوخته به خوابی عمیق و آرام فرو رفته بود و دیگر در این دنیا نبود . . .

 

قدر ثانیه‌هایمان را بدانیم ، چرا که هرگز بر‌نخواهند گشت . . .