دهکده عشق ، دهکده آرامش

عشق جوهر آدمیت است , کسی که عاشق نباشد . . .

نامه عاشقانه یک پسر به نامزدش
نویسنده : آریا فرمانروای تنهایی - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۸/۱٢
 

١- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم

٢- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

٣- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم

۴- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


۵- این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید


۶- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که


٧- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما


٨- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و


٩- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم


١٠- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و با این وضع


١١- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را


١٢- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم


١٣- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که


١۴- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


١۵- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت کننده است اگر


١۶- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم که


١٧- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش


١٨- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین


١٩- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه


٢٠- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که


٢١- تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .

 

و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!