یه دوست گفت . . .

یه دوست گفت:

مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا بی‌قرارت باشند...

/ 4 نظر / 10 بازدید
تی تی

رای عشق گریه کن اما کسی را به خاطر عشق به گریه کردن ننداز ، با عشق بازی کن اما هرگز کسی را با عشق بازی نده[گل]

ابوذر اکبری

تکیه بر آسمان کرده ای و هنوز آستانِ شکفتنت خالی این نشد بر غرور خود باشی ناشکفته به اوج بدحالی در حجابِ سخن هزار ناگفته عقل درگیر و یکان زبان خفته این منم به دِیر هر عملی ساده بودن شُکوهِ آشفته تا تو روزان سکوت بی پایان بی سرانجام آرزو و پژمرده تا تو این من سرودِ بی عملی است ترس و یأس و غرورکِ مرده ٢ من شدم راز و رازی از هر جا این شِمائی ز کوتِ بی خبری است راحتم کن بگو که در فرجام زین همه شِکوه ها به جا اثری است لابُد از حال و قالِ ما پرسی شرم آتش به جانم افکنده تا تو بودی شکوهِ فریادم یک خـدا بود و یک غبار یا بنده من نشسته به کُنج عُزلتِ خویش تو در آن سو غریو هر بادی من تو را خوانم و چه را جویم ای که بی من به سادگی شادی ٢ این هنر نیست بر فسونِ خود باشی تا قیامت در این قفس جا شی این همه کِردِ بد در آن آخِر بر زمینت زند چه معنا شی گاه و بی گاه روزه ای کمی طاعت آنِ تو کم