عشق کودکانه . . .

مرد درحال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر 8 ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد ، مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود. . .
در بیمارستان کودک انگشتان دست خود را از دست داد کودک پرسید : پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند ؟
مرد نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین بازگشت و شروع کرد به لگد مال کردن ماشین وچشمش به خراشیدگی که کودک کرده بود خورد که نوشته بود

 

                              (دوستت دارم پدر!)

----------------------------------

کاش قبل از تصمیم گرفتن فقط یه کم ، فقط یه کم فکر می‌کردیم ناراحتقهر

/ 6 نظر / 14 بازدید
ميخك

ای کاش کودکی را در قاب پنجره مهمان می کردیم و همیشه برای بزرگ شدنش پاکش میکردیم . سلام دوست عزیز خوبی ؟ جالب بود واقعا کمی فکر مگه چی میشه ؟ موفق باشی [لبخند]

زهرا

سلام خوبی اریا جون اره باهات موافقم . ادم نباید زود عصبانی بشه چون واسه خودش و دیگران جز پشیمونی چیزی نداره چه داستان غمگینی بود .[ناراحت]

فاطمه/ ج

چرا آخر طفلک بچه فقط سه کلمه نوشته بود به اندازه آسمان عشقش ولی مثل اینکه همیشه همینطوری میشود[ناراحت]