دوستی انسان . . .

شیطان به خداوند گفت: چگونه است که بندگانت تو را دوست می دارند و تو را نا فرمانی می کنند در حالی که با من دشمن اند ولی از من اطاعت می کنند؟!
خطاب رسید که ای ابلیس به واسطه همان دوستی که به من دارند و دشمنی که با تو دارند از نافرمانی های آنان در خواهم گذشت.

/ 10 نظر / 11 بازدید
سحر

[چشمک]سلام دوست عزیز. متن خیلی قشنگی بود. امیدوارم موفق باشی. راستی امروز تولدم بود. اگه بهم سر بزنی خوشحال میشم راستی نظر یادت نره. [گل]

زی زی

[بغل]سیلام آریا شووووووووووووووون[پلک] خیلی متن ناسی بووووووووود[تایید] میدوارم هرطوری که آرزو داری پیش بیاد و به تمام آرزوهات برسی و دلت شاد باشه[بازنده][ماچ]

فاطمه

چه خدای مهربونی داریم[لبخند] پس چرا نگفتی آپ کردی؟[سوال]

Purple Girl

سلام! دیگه نیومدید وبلاگم؟؟[سوال] خیلی قشنگ بود!مرسی که دوباره محبت خدا رو یاد آوری کردید.[گل]

فاطمه

نظر به اینکه جواب ندادی یعنی هنوز نیومدی، ولی عیب نداره یک روزی میای[چشمک]

دختر برگهای پاییز

راه تاریک است جاده بی انتهاست دشت مخوف است خزان سرد است آسمان تهی است دریا مواج است جنگل بی پرواست و تو می آیی..... چون گردبادی که هستی ام را با خود می برد نامی از تو بر پهنه ی زندگی نمی بینم می نشینی چون غباری بر چهره ام بي نشان...... نام و نشانت را چگونه بر گيتي زمانه پيدا كنم شايد سوار بر باد بي نشانتر از بي نشان هاي زمانه بر زندگي ام مي تازي حتي بي نشان تر از باد [گل]